نه تو می مانی و نه اندوه؛

و نه هیچیک از مردم این آبادی...

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد...

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند...

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...


سهراب سپهری

 

 

عکس های زیبای رمانتیک و عاشقانه

بی وفایی کن ، وفایت میکنند

با وفا باشی ، جفایت میکنند

مهربانی گرچه آئین خوش است

مهربان باشی رهایت میکنند...

 

 

 

عکس های زیبای رمانتیک و عاشقانه

داستان,داستانهای خواندنی,داستان کوتاه

 

و همیشه در خاطرم خواهی ماند....

 


پروانه ها

نگاه کن ؛ چگونه بال میزند پروانه ی نگاهت برابر چشمانم.

و من ؛ و من چه بی صدا شکسته ام.

صدایی سرد ؛ صدایی درد .

و چه پشیمان میشوی از درد ها و رنج ها.

که خود فقط مقصری ز درد ؛ ز مرگ.

و چه زود و بی صدا بمردند پا کی ها.

نگاه کن بر آسمان ؛ ببین چه زیبا نقش بسته محبتش در آن.

صدا کن ؛ که میشنود صدایت را.

درد هایت و رنج هایت را.

صدا کن تا اجابت کند دعایت را.

 


دیدار دوست

 

چه خوش روزي بود روز ديدار

اگر با وي نباشد بي وفايي

اگرچه تلخ باشد فرقت يار

در او شيرين بود اميد ديدار

خوش است اندوه تنهايي كشيدن

اگر باشد اميد باز ديدن

چه باشد گر بخورم صد سال تيمار

چو بينم دوست را يك روز ديدار

اگر يك روز با دلبر خوري نوش

كني تيمار صد ساله فراموش

نه اي دل تو كمي از باغباني

نه مهر تو كم است از گل ستاني

نبيني باغبان چون گل بكارد

چه مايه غم خورد تا گل برارد

به روز و شب بود بي خورد و بي خواب

گهي پيرايد اورا گه دهد اب

به اميد ان همه تيمار بيند

كه تا روزي بر او گل بار بيند

نبيني انكه دارد بلبلي را

كه از بانگش طرب خيزد دلي را

دهد او را شب و روز اب ودانه

كند او را ز عود و ساج خانه

هميشه تا برايد ماه و خورشيد

مرا باشد به وصل يار اميد

 


عاشقی

 

تا شدم عاشق تو دين و دلم يک جا سوخت

چه کنم دين و دلم بر سر اين سودا سوخت

دل ديوانه به دريا زدم از غايت شوق

آه کز آتش شيدايی ما دريا سوخت

عاشقی پيشه مکن ای دل من! در همه عمر

وامق شيفته از دست غم عذرا سوخت

کس نپرسد ز من زار که حالت چون است

زار بر حال دل من، دل من تنها سوخت

خوش تر آن است به نادانی خود خوش باشيم

زآن که امروز هر آن دل که بُوَد دانا سوخت

 

.:: تنهایی عاشق ::.

 


با من بمان

 

بامن بمان و هیچگاه از کنارم نرو...تو باشی من جانی تازه میگیرم

.بامن باش تا آخرین نفس تا لحظه ای که جان دارم عزیزم..

.ای تمام هستی ام تو تمام زندگی منی.بامن بمان و زندگی را از من نگیر

!مگر به جز تو چه کسی را در دنیا دارم

؟تو تنها کسی هستی که دیوانه وار دوستش دارم

.تو تنها کسی هستی که همدم شب و روزم و رفیق لحظه های زندگیم است..

.ای همدم شب و روزم با رفتنت شبهایم را بی مهتاب و روزهایم را مثل شبهایم نکن

!ای رفیق لحظه های زندگی ام این لحظه های زیبای با تو بودن را از من نگیر

!همه ی دلخوشی ام تویی.بهترین لحظه ی زندگیم آن لحظه است

 که در کنار تو هستم و در آن چشم های زیبایت نگاه میکنم و

 آهسته میگویم که دوستت دارم عزیزم...