عشق یعنی این....
پیرمرد صبح زود از خانه بیرون آمد. پیاده رو در دست تعمیر بود.
در خیابان شروع به راه رفتن
کرد که ناگهان ماشینی به او زد. به زمین افتاد. مردم دورش جمع شدند
و او را به بیمارستان
رساندند
یه داستان جالبه بخونیدش حتما
بیاین ادامه داستان
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط زخمـ خوردهـ
|

سلام دوستای عزیز محمد هستم