عشق یعنی این....

پیرمرد صبح زود از خانه بیرون آمد. پیاده رو در دست تعمیر بود.

 در خیابان شروع به راه رفتن

کرد که ناگهان ماشینی به او زد. به زمین افتاد. مردم دورش جمع شدند

و او را به بیمارستان

رساندند

 

 

یه داستان جالبه بخونیدش حتما

بیاین ادامه داستان

ادامه نوشته

خوب باش....

×براے همـﮧ خوب باش ×

× اوטּ كـﮧ فهميد، هميشـﮧ كنارتـﮧ و بـﮧ يادتـﮧ ×

× اوטּ كـﮧ نفهمےـد، يـﮧ روز مےـفهمـﮧ كـﮧ בيره×

×و فقط בلش واسـﮧ همـﮧ خوبيات تنگ مے شـﮧ×


http://upcity.ir/images/68641692109085225035.jpg