دعا :!؟

 

 

کشتی در طوفان شکست و غرق شد فقط دومرد توانستد

 

 به جزیره ی بی اب و علفی شنا کنندو نجات یابند .

2نجات یافته دیدند که هیچ کاری نمی توانند بکنند ، با خود گفتند :

 

بهتر است از خدا کمک بخواهیم ; بنابراین دست به دعا شدند

 

و برای این که ببینند دعای کدام بهتر مستجاب میشود

 

هر یک به گوشه ای از جزیره رفتند .

نخست از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول درختی یافت

 

 و میوه ای بر ان ولی مرد دوم چیزی نیافت .

چند روز بعد مرد اول از خدا همسر و همدم خواست ;

 

فردای ان روز کشتی غرق شد و زنی نجات یافت و به

مرد اول رسید و در ان طرف مرد دوم کسی را نداشت .

مرد اول از خدا خانه و لباس خواست و به صورت معجزه اسا

 

 تمام خواسته های او برایش مهیا شد و مرد دوم هیچ نداشت .

دست اخر مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد ;

 

 فردا کشتی امد و در سمت او لنگر انداخت .

مرد خواست به همراه همسرش از جزیره برود و مرد دوم را همان جا رها کند .

پیش خود گفت او حتما شایستگی نعمت های الهی را ندارد.

 

 چرا که خواسته های او مهیا نشد پس همین جا بماند بهتر است .

زمان حرکت کشتی ندایی از اسمان رسید : " چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی ؟ "

او پاسخ داد:

 

 این نعمت هایی که بدست اورده ام همه برای خودم هست ;  همه را خود درخواست کرده بودم

در خواست های او که پذیرفته نشد و لیاقت این ها را ندارد .

ان ندا مرد را سرزنش کرد :

 

اشتباه می کنی تنها زمانی که خواسته های او را اجابت کردم ; این نعمت ها به تو رسید

مرد با حیرت پرسید ؟؟ : از شما چه خواست که من باید مدیون او باشم

ندا پاسخ داد : از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم .

 

نتیجه :

 

باید بدانیم که نعمت هایمان فقط حاصل در خواست های خودمان نیست ;

 

بلکه نتیجه ی دعای دیگران و دوستان برای ما هم هست !

چه خوش گفت : سهراب سپهری " < چشم ها را باید شُست ، جور دیگر باید دید >

این قانون طبیعت است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند خوشبخت باشد ،‌

 

بلکه خوشبختی و سعادت را باید در  سعادت و خوشبختی دیگران جستجو کرد .

 

-------- بیایید همه برای خوشبختی هم دعا کنیم