تنهایی...!
آنان که ودیعه آسمان عشق را پذیرفتند
در حفظ آن خطرها کردند
عاشقانه سینه را آماج تیر بلا ساختند
و نقاب اشک بر چهره کشیدند
و مخلصانه قلبها را گلخن آتش غم ساختند
سزاوار است خرمن ها گل
بر جای جای قدم هایشان بیفشانیم و
درودهایمان را نثار یادشان سازیم
چرا که...
ردای عاشقی نه برازنده هر بالایی و
موهبت عشق
نه لایق هر بی سرو پایی است...!
+ نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور ۱۳۹۱ ساعت توسط زخمـ خوردهـ
|
سلام دوستای عزیز محمد هستم